استراتژی کسب و کار

استراتژی کسب و کار

تمامی مدیران و صاحبان کسب و کار در راستای رسیدن به اهداف تجاری خود، به یک مجموعه مشخصی از برنامه‌ها، اقدامات و … نیازمندند، تا بدین وسیله بتوانند در بازار هدف، با وجود رقبای قدرتمند، محصول یا خدمات خود را عرضه کنند. پیروزی، بقا و به درآمد رسیدن در بازارهای رقابتی خواستار طرحی است تا مدیران با استفاده از منابع موجود، تصمیمات خود را برای دستیابی به اهداف سازمان عملی کنند. این طرح به عنوان استراتژی کسب و کار شناخته می شود.

داشتن استراتژی کسب و کار برای هر شرکتی در سطوح مختلف، بسیار حیاتی است. چرا که موفقیت هر بیزنسی در گرو تاثیرپذیری از استراتژی تدوین شده آن کسب و کار است.

استراتژی کسب و کار چیست؟

یک استراتژی کسب و کار؛ خلاصه ای از اقدامات و تصمیماتی است که یک کسب و کار قصد دارد برای رسیدن به اهداف تجاری خود اتخاذ کند. در واقع ….

  • یک استراتژی کسب و کار؛ مشخص می کند که سازمان برای رسیدن به اهداف خود چه کاری باید انجام دهد، تا بتواند روند تصمیم گیری برای استخدام و تخصیص منابع را هدایت کند.
  • یک استراتژی کسب و کار؛ به بخش های مختلف یک سازمان کمک می‌کند تا هماهنگ با هم کار کنند، و اطمینان حاصل شود که تصمیمات دپارتمان از تمامی جهات، شرکت و سازمان را پشتیبانی می‎کند.
  • یک استراتژی کسب و کار؛ برنامه‌های عملیاتی را برای دستیابی به چشم انداز و تعیین اهداف یک سازمان مشخص می کند و فرایندهای تصمیم گیری را برای بهبود ثبات مالی شرکت در یک بازار رقابتی هدایت می کند.

چرا داشتن استراتژی کسب و کار مهم است؟

دلایل مختلفی برای مهم بودن استراتژی کسب و کار در سازمان ها وجود دارد، از جمله:

  • برنامه ریزی: یک استراتژی کسب و کار به شما کمک می کند گام های اساسی را که برای رسیدن به اهداف تجاری خود برمی دارید، شناسایی کنید.
  • نقاط قوت و ضعف: روند ایجاد استراتژی کسب و کار به شما امکان می دهد نقاط قوت و ضعف شرکت خود را شناسایی و ارزیابی کنید، استراتژی ایجاد کنید که از نقاط قوت شما بهره ببرد و نقاط ضعف شما را برطرف یا از بین ببرد.
  • کارآیی: یک استراتژی کسب و کار به شما امکان می دهد به طور موثری منابعی را برای فعالیت های تجاری خود اختصاص دهید، که به طور خودکار باعث کارآیی شما می شود.
  • کنترل: یک استراتژی کسب و کار به شما امکان کنترل بیشتر فعالیت هایی را که برای رسیدن به اهداف سازمانی خود انجام می دهید را می دهد، و به راحتی می توانید ارزیابی کنید که آیا فعالیت‌ها شما را به اهداف تان نزدیک می کند یا خیر.
  • مزیت رقابتی: با شناسایی یک برنامه مشخص برای دستیابی به اهداف خود، می توانید بر استفاده از نقاط قوت خود تمرکز کنید و از آنها به عنوان یک مزیت رقابتی استفاده کنید که شرکت شما را منحصر به فرد کند.

وجود یک استراتژی، مهم‌ترین عامل در موفقیت هر کسب و کاری بحساب می‌آید. و از آنجایی که، نقاط قوت و ضعف شرکت را منعکس می کند، می تواند به تهدیدها و فرصت های موجود در بازار پاسخ دهد. به همین دلیل است که

استراتژی را به فانوس دریایی برای مدیریت تشبیه می کنند.

استراتژی ، فانوس دریایی مدیریت

برای روشن‌تر شدن این نکته، فرض کنیم یک کسب و کار، استراتژی چگونگی رقابت در بازار را نداشته باشد:
فقدان چنین برنامه ای منجر به اقدامات بی نظمی در هر بخش از سازمان می شود و کارایی سازمان را به طور کلی محدود می کند. این عدم انسجام معمولا منجر به از دست دادن قدرت رقابتی می شود که در بازار قطعا از جانب رقبا برای ضربه زدن به کسب و کار مورد سوءاستفاده قرار خواهد گرفت.

تفاوت بین استراتژی و تاکتیک در چیست؟

قبل از اینکه به جزئیات ساختن یک استراتژی بپردازیم، درک تفاوت یک استراتژی با یک تاکتیک بسیار حیاتی است. خوب است بدانید؛ در حالی که هر دو واژه اغلب به جای یکدیگر استفاده می شود، اما آنها دو چیز کاملا متفاوت هستند:

تفاوت تاکتیک و استراتژی

استراتژی، به اهداف بلند مدت سازمان و چگونگی رسیدن به آن اشاره دارد. به عبارت دیگر، مسیر دستیابی به چشم انداز را نشان می دهد.
تاکتیک، به اقدامات خاص انجام شده برای رسیدن به اهداف تعیین شده مطابق با استراتژی اشاره دارد.
به عنوان مثال، استراتژی شرکت A ممکن است تبدیل شدن به ارزان ترین ارائه دهنده در بازار تلفن‌های هوشمند باشد. بنابراین، مدیران آنها نیاز به مذاکره با تامین کنندگان دارند تا هزینه اجزای الکترونیکی مورد استفاده در تولید را کاهش دهند. این یک تاکتیک برای رسیدن به استراتژی تعیین شده است.

سطوح استراتژی های تجاری

از استراتژی‌ها به طور معمول در سه سطح استفاده می شود: سطح شرکتی، تجاری و عملکردی .

هر سه سطح چارچوب استراتژیک یک سازمان را تشکیل می دهند:

استراتژی در سطح شرکت:

استراتژی ها در سطح شرکت برنامه های استراتژیک مدیریت عالی یک سازمان است، که بیانیه ماموریت و چشم انداز را تشکیل می دهند و تأثیر اساسی در عملکرد بلند مدت شرکت دارند. در این استراتژی تصمیمات پیرامون رشد، خرید، متنوع سازی و سرمایه گذاری‌ها است.

استراتژی در سطح کسب و کار:

استراتژی های سطح کسب و کار با تمرکز بر یک تجارت خاص در چشم انداز شرکت ادغام می شوند. در این سطح، چشم انداز و اهداف به استراتژیهای مشخص تبدیل می شوند که نحوه رقابت یک کسب و کار در بازار را تعیین می کند.

استراتژی در سطح عملکردی:

استراتژی های سطح عملکردی برای پاسخگویی به چگونگی پشتیبانی بخشهای عملکردی مانند بازاریابی، منابع انسانی یا R&D برای پشتیبانی از استراتژیهای تجاری و شرکتی سازمان طراحی شده اند. اینکه یک شرکت چندین استراتژی در هر سطح داشته باشد، امر غیر معمولی نیست. در حقیقت، این امر برای اطمینان از انعکاس دقیق نیازهای مختلف هر لایه ضروری است.

اگرچه استراتژی های متعدد خطر اولویت ها و اهداف متناقض را به همراه دارند، اما در صورت مدیریت صحیح می توان این خطرات را کاهش داد. در حقیقت، وقتی استراتژی تلاش های بخش های مختلف را به سمت یک هدف متمرکز می کند، تأثیر عملکردهای تجاری بیشتر است.

چگونه یک سند استراتژی کسب و کار را تدوین کنید؟

در تدوین سند استراتژی کسب و کار باید عوامل مختلفی از جمله بازار، رقبا و فضای کسب و کار و همچنین ساختار، نقاط قوت و ضعف شرکت در نظر گرفته شود. همچنین باید به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد تا بتواند تغییرات را تحمل کند. بنابراین برنامه ریزی و تهیه یک استراتژی کسب و کار نیاز به مهارت های قوی در برنامه ریزی استراتژیک و تجزیه و تحلیل کسب و کار، و همچنین درک خوب از عملکردهایی مانند بازاریابی، فروش و توزیع دارد.

یک استراتژی باید چشم انداز یک کسب و کار، اهداف آن و چگونگی رشد و رقابت طولانی مدت را مشخص کند. از طرفی، دنیای امروز مدام در حال تغییر است .بنابراین هر استراتژی تجاری باید انعطاف پذیر و سازگار باشد.
هر استراتژی کسب و کار شامل تعدادی عناصر و مولفه های کلیدی است:

  • چشم انداز رهبری:

ستراتژی برای رسیدن به اهداف تجاری شما در نظر گرفته شده است. با داشتن چشم انداز، می توانید دستورالعمل های روشن در مورد راهکارهای تجاری داشته باشید. داشتن یک چشم انداز روشن یک نقطه شروع اصلی است. کجا میریم و چرا؟

برای مطالعه بیشتر به مقاله مدیریت کسب و کار مراجعه کنید.

  • فرهنگ:

فرهنگ شرکت عامل اصلی اجرای یک استراتژی تجاری موفق است. بدون فرهنگ حمایتی، به هیچ چیز نخواهید رسید.

  • برنامه بازاریابی استراتژیک:

مفاهیم بازاریابی همه خوب هستند، اما بدون یک برنامه بازاریابی مشخص، هیچ استراتژی تجاری نمی تواند کارساز باشد.

  • مدیریت:

یک تیم مدیریتی قدرتمند و الهام بخش برای اجرای استراتژی بیزنس شما ضروری است.

  • سیستم ها:

اگر بخواهید استراتژی تجاری خود را با موفقیت پیاده سازی کنید، به سیستم های تجاری موثر و کارآمد نیاز دارید.

  • تاکتیک ها:

بسیاری از استراتژی های تجاری جزئیات عملیاتی را برای چگونگی انجام کار برای به حداکثر رساندن کارایی بیان می کنند. افرادی که مسئول تاکتیک ها هستند، می توانند با صرفه جویی در وقت و تلاش، اقدامات لازم را انجام دهند.

  • اندازه گیری:

استراتژی شامل سنجه هایی برای ردیابی بازده شرکت، ارزیابی عملکرد آن در رابطه با اهدافی است که قبل از راه اندازی استراتژی تعیین شده اند.

  • طرح تخصیص منابع:

یک استراتژی تجاری شامل مواردی مانند؛ منابع مورد نیاز، نحوه تخصیص منابع و مسئولیت انجام آن است.

  • تجزیه و تحلیل SWOT:

در واقع SWOT مخفف نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها است. این تجزیه و تحلیل در هر استراتژی تجاری گنجانده شده است، زیرا به شرکت اجازه می دهد تا به نقاط قوت خود اعتماد کند و از آنها به عنوان یک مزیت استفاده کند. همچنین این شرکت را از هرگونه ضعف یا تهدید آگاه می کند.

مراحل تدوین استراتژی تجارت

روند ایجاد استراتژی را می توان به پنج مرحله تقسیم کرد:

۱. چشم‌انداز خود را مشخص کنید
۲. اهداف سطح بالای سازمان خود را تعیین کنید
۳. بیزینس و بازار خود را تحلیل کنید
۴. نحوه دستیابی به مزیت رقابتی را مشخص کنید
۵. یک چارچوب استراتژی ایجاد کنید

مرحله ۱: چشم انداز خود را تعریف کنید

برخی منابع آنلاین بیان می کنند که تدوین استراتژی باید با تعیین اهداف یک سازمان آغاز شود. اما در واقع تعیین اهداف در شروع توصیه نمی‌شود.

برای موفقیت یک استراتژی، ابتدا باید ارزشهای اصلی شرکت و موقعیت آینده مطلوب آن را در بازار در نظر بگیرد. این مهم به عنوان چشم انداز شرکت شناخته می شود .

نمونه هایی از بیانیه چشم انداز برخی از بزرگترین شرکت ها عبارتند از:

  • اپل

“اپل تلاش می کند تا از طریق سخت افزار، نرم افزار و پیشنهادات اینترنتی نوآورانه، بهترین تجربه را به مصرف کنندگان در سراسر جهان ارائه دهد.”

  • آمازون

” ساختن مکانی که مردم بتوانند هر چیزی را که ممکن است بخواهند از طریق اینترنت خریداری کنند”. همچنین می توان گفت، بر اساس چشم انداز یک شرکت، می توان پیشنهاد و ارزش، مشتریان و بازار هدف آن را تعریف کرد.

  • پیشنهاد و ارزش

یک استراتژی تجاری موثر مستقیماً بر اساس پیشنهاد و ارزش پیشنهادی شرکت بنا می شود.

مورد اول مشخص می کند که چه کالاها و خدماتی ارائه می شوند، در حالی که ارزش پیشنهادی توضیح می دهد که چرا مردم باید آنها را خریداری کنند.
توجه داشته باشید که ارزش پیشنهادی به چرایی وجود یک بنگاه اقتصادی و تفاوت آن با رقبای خود پاسخ می دهد. به عبارت دیگر، چگونگی برنامه ریزی شرکت برای ایجاد تقاضا و رقابت در بازار را توضیح می دهد.

  • مشتری ها

گام حیاتی دیگر در ایجاد یک استراتژی موثر تجاری، تعریف نوع مشتری شرکت است. مشتریان یا به عنوان مصرف کنندگان (B2C) یا مشاغل (B2B) دسته بندی می شوند.
هر دو گروه معیارها، دلایل و انگیزه های مختلفی برای خرید کالا و خدمات دارند. شناختن آنها به شرکت اجازه می دهد تا نیازهای خاص و خواسته های آنها را در استراتژی خود به طور دقیق برطرف کند.

  • بازار هدف

سرانجام، تدوین کنندگان استراتژی باید بازار هدف خود را مشخص کند. اگر یک کسب و کار مستقیم به مصرف کنندگان (B2C) بفروشد، می توان بازار را با عوامل جمعیتی و اقتصادی-اجتماعی مانند جنسیت، سن، شغل، تحصیلات، درآمد، ثروت و محل زندگی شخصی تعریف کرد.

اگر سایر مشاغل (B2B) را هدف قرار دهد، بازارها معمولاً با استفاده از عواملی مانند صنعت، تجارت یا مدل فروش گروه های مشتری هدف تعریف می شوند.

مرحله ۲: اهداف سطح بالای کسب‌وکار خود را تعیین کنید

پس از تعیین چشم انداز، گام بعدی در تدوین استراتژی کسب و کار تعیین اهداف سطح بالای یک سازمان است .معمولا این اهداف معطوف به افزایش فروش و سود شرکت اند.
به همین دلیل اساسا هدف از تدوین استراتژی، پاسخگویی به این سوال است که “چگونه یک کسب و کار می تواند در بازار برای رشد درآمد خود رقابت کند و در عین حال موقعیت مالی خود را نیز بهبود بخشد”.

توجه داشته باشید که تعیین اهداف سطح بالا می تواند اهدافی مانند، رسیدن به ماموریت یک شرکت باشد.

مرحله ۳: کسب و کار و بازار خود را تحلیل کنید

پس از تعریف چشم انداز و اهداف، تدوین کنندگان استراتژی باید از نقاط قوت و ضعف تجارت خود و فرصت ها و چالش های موجود در بازار آگاه شوند.
تحلیل را می توان با استفاده از ماتریس SWOT انجام داد.

  • S: Strengths
  • W: Weakness
  • T: Threats
  • O: Opportunities

بررسی اجمالی ماتریس SWOT

اطلاعات به دست آمده در طی تجزیه و تحلیل SWOT به عنوان پایه ای برای تدوین استراتژی است که مشخصات داخلی شرکت و وضعیت خارجی بخش بازار را در نظر می گیرد.

ماتریس swot در استراتژی کسب و کار

این بینش به تصمیم گیرندگان این امکان را می دهد تا اطمینان حاصل کنند که نقاط قوت یک شرکت از فرصت های موجود در بازار استفاده کامل را می برد، در عین حال نقاط ضعف و تهدیدهای احتمالی را که می توانند موفقیت بلند مدت سازمان را محدود کنند، برطرف می کنند.

مرحله چهارم: نحوه دستیابی به مزیت رقابتی را مشخص کنید

گام چهارم در فرمول بندی استراتژی به این سوال پاسخ می دهد که چگونه اهداف تعیین شده محقق می شوند. بیزنس هایی که در صنایع رقابتی فعالیت می کنند، باید مشخص کنند که چگونه می خواهند در بازار رقابت کرده، تقاضا ایجاد کنند و فروش و حاشیه سود خود را افزایش دهند.

مرحله ۵: ایجاد یک چارچوب استراتژی

بر اساس اجرای مراحل قبلی، می‌توان چارچوب استراتژی عمومی کسب و کار را تدوین کرد.
داشتن یک چارچوب استراتژی، موفقیت کسب و کار عمومی را تضمین می کند، زیرا چشم اندازها و نیازهای واحد را به دست می آورد و آنها را با اهداف سطح بالاتر هماهنگ می کند.
استراتژی‌های محصول، برند تجاری، بازاریابی یا عملیاتی تنها چند نمونه است که به موفقیت استراتژی کلی تجارت عمومی شرکت کمک می کند.

۱۰ نمونه از استراتژی های عالی کسب و کار

۱) فروش بیشتر، محصولات بیشتر

این استراتژی برای شرکت های عرضه کننده محصول و همچنین خرده فروشان آنلاین به خوبی جواب می‌دهد. به کمک این استراتژی با افزایش میزان محصول فروخته شده به ازای هر مشتری، می توانید متوسط اندازه سبد خرید مشتری را افزایش دهید. حتی افزایشی اندک در اندازه سبد خرید، بدون نیاز به صرف هزینه برای بدست آوردن مشتری های جدید بیشتر، می تواند تأثیر قابل توجهی در سودآوری داشته باشد.

۲) محصول یا خدماتی مبتکرانه و نوآور

بسیاری از شرکت ها، به ویژه در زمینه فناوری خودرو، با پیشرفته ترین محصولات خود را نسبت به رقبا متمایز می کنند. البته برای استفاده از این استراتژی، ابتدا باید در کسب و کار خود واژه “نوآورانه” معنا کنید.

۳) رشد فروش از محصولات جدید

برخی از شرکت ها مایل به سرمایه گذاری در زمینه تحقیق و توسعه محصولات و خدمات هستند و به طور مداوم محصولات نوآور را وارد بازار کنند.

۴) خدمات مشتری را بهبود ببخشید

اگر مشاغل شما در ارائه خدمات با کیفیت به مشتری کاستی‌هایی داشته باشد، این استراتژی می تواند یک استراتژی خوب تجاری برای کسب و کار شما باشد. برخی از شرکت ها حتی شهرت زیادی به داشتن خدمات استثنایی به مشتری اند. یک استراتژی کسب و کار که متمرکز بر بهبود خدمات به مشتری باشد، معمولاً اهداف خود را روی مواردی مانند پشتیبانی آنلاین یا CRM موثرتر متمرکز می کند.

۵) گوشه و کنار یک بازار جوان

برخی از شرکت های بزرگ در حال خرید یا ادغام رقبا برای ایجاد بازار جوان هستند. این یک استراتژی مشترک است که توسط شرکتهای بزرگ برای کسب مزیت در یک بازار جدید یا به سرعت در حال رشد استفاده می شود. خرید یک شرکت جدید این امکان را برای شرکت بزرگتر فراهم می کند تا در بازاری که قبلاً ضمن حفظ کاربران کالا یا خدمات حضور پررنگی نداشته است، رقابت کند.

۶) تمایز محصول

متمایز بودن نسبت به رقبا، یک استراتژی مشترک به ویژه برای مشاغل تجاری به مصرف کننده ( B2C) بحساب می‌آید. صاحبین کسب و کار می توانند با برجسته کردن، ویژگی ها، قیمت گذاری یا مدل دهی برتر که بر خوردار هستند، محصولات خود را متمایز کنند.

۷) استراتژی های قیمت گذاری

وقتی نوبت به قیمت گذاری می رسد، مشاغل یا می توانند قیمت های خود را پایین نگه دارند تا مشتری بیشتری جذب کنند یا با قیمت گذاری بیش از آنچه که اکثر مشتریان عادی توانایی پرداخت آن را دارند، به محصولاتشان ارزش ماورایی بدهند.

  • اگر شرکتی قصد داشته باشد، قیمت خود را پایین نگه دارد، نیاز به فروش حجم بسیار بیشتری از محصولاتش را دارد، زیرا در این استراتژی حاشیه سود معمولاً بسیار کم است.
  • اگر شرکتی قیمت محصولات خود را فراتر از توان مشتریان عادی انتخاب کنند، می تواند انحصار محصول خود را حفظ کرده و حاشیه سود زیادی را برای هر محصول بدست آورد.

۸) مزیت رقابتی

با داشتن مزیت رقابتی، اغلب می توانید به فروش بهتر، بهبود بهره وری یا حتی تسلط بر بازار دست یابید.

۹) بهبود حفظ مشتری

به طور کلی حفظ مشتری بسیار ساده‌تر از صرف هزینه برای جذب مشتری جدید است، به همین دلیل اگر فرصت‌هایی برای بهبود در نگهداری مشتری می بینید، این یک استراتژی عالی است. این استراتژی شما را ملزم می کند تا تاکتیک‌ها و پروژه‌های اصلی را برای حفظ مشتریان خود شناسایی کنید.

۱۰) پایداری

شما می توانید یک استراتژی تجاری کامل با هدف افزایش پایداری کسب و کار خود راه اندازی کنید. به عنوان مثال، هدف می تواند کاهش هزینه های انرژی شرکت باشد.

چگونه موفقیت استراتژی را اندازه گیری کنیم؟

استراتژی‌های کسب و کار هنگامی موفقیت آمیز هستند، که مستقیماً مسئول رشد و بهبود عملکرد رقابتی یا مالی شما باشند. از این رو، موفقیت یک برنامه استراتژیک را می توان با نظارت بر طیف وسیعی از شاخص های عملکرد اصلی (KPI) ارزیابی کرد.

استراتژی موفقیت آمیز

با این حال، مهم است که …

  • KPI ها قبل از اجرای استراتژی بصورت کاملا دقیق تعریف شده باشند.
  • KPI ها بتوانند میزان دستیابی به اهداف تعریف شده را اندازه گیری کنند.

به طور معمول، برخی یا تمام KPI های زیر در زمان اجرای یک استراتژی اندازه گیری می شوند:

  • رشد کسب و کار
  • درآمد فروش
  • تعداد مشتری ها
  • تکرار خرید مشتری
  • میزان حفظ مشتری
  • نرخ تبدیل
  • میانگین ارزش سفارش (AOV)
  • موقعیت رقابتی
  • سهم بازار
  • موقعیت بازار
  • آگاهی از برند
  • رشد فروش در مقابل متوسط صنعت
  • عملکرد مالی
  • سود ناخالص / خالص
  • سود عملیاتی
  • بازگشت سرمایه
  • عملکرد جریان نقدی

البته در عمل، شرکت ها ممکن است موفقیت استراتژی را به صورت دقیق تر اندازه گیری کنند. به این دلیل که هر بخش استراتژی های سطح پایین خود را تعریف می کند.

و اما رایج ترین دلایل شکست یک استراتژی:

  • اهداف غیر واقعی
  • عدم رهبری
  • تمرکز بر تغییرات ساختاری
  • پاسخگویی نامشخص
  • عدم برقراری ارتباط تیمی
  • نظارت ناکافی
  • عدم گزارش پیشرفت
  • عدم هماهنگی

دلایل شکست استراتژی

سخن پایانی؛

چنانچه برای تهیه استراتژی کسب و کارتان به مشاوره و کمک نیاز دارید، با ما تماس بگیرید. آقای افشین فاتح توصیه های متنوعی را به شما ارائه می دهند تا بتوانید در مورد چشم انداز سازمان، اهداف و چگونگی ایجاد سند استراتژی کسب و کار بصورت موثرتر شفاف‌سازی کنید.

سوالات متداول:

اگر شرایط جامعه و بازار تغییر کرد، همچنان باید استراتژی را ادامه داد؟

در بلند مدت چنانچه تغییرات محسوسی در بخش های مختلف بازار رخ داد. بنا به موقعیت کسب و کار استراتژی تغییر یابد. از این رو ما در مقاله قید کردیم، هر استراتژی باید انعطاف پذیر و سازگار باشد.

در بحث قیمت گذاری اگر قیمت را پایین نگه داریم، چگونه می توانیم به سود برسیم؟

اگر بخواهید قیمت محصولات و خدمات خود را پایین نگه دارید، می بایست حجم فروش خود را چند برابر کنید.

چگونه می توانیم بازار هدف خود را پیدا کنیم؟

اگر کسب و کار از نوع (B2C) باشد، می توان بازار را متناسب با محصول و خدمات با عوامل جمعیتی مانند جنسیت، سن، شغل، تحصیلات، درآمد، ثروت و محل زندگی شخصی تقسیم بندی کرد.

استفاده از ماتریس SWOT چه مزایای دارد؟

تحلیل ماتریس SWOT به تصمیم گیرندگان این امکان را می دهد تا اطمینان حاصل کنند که نقاط قوت یک شرکت از فرصت های موجود در بازار استفاده کامل را می برد، در عین حال نقاط ضعف و تهدیدهای احتمالی را که می توانند موفقیت بلند مدت سازمان را محدود کنند، برطرف می کنند.

چگونه می توانیم تشخیص دهیم که یک استراتژی موفق بوده است یا خیر؟

به کمک KPI ها می توانید میزان اثر بخشی و موفقیت یک استراتژی را در هر مرحله و فرآیند تخمین بزنید.

مهم ترین دلیلی که یک استراتژی شکست می خورد؟

معمولا دلایل زیادی در شکست یک استراتژی دخیل اند. اما مهم ترین دلیل ضعف مدیریتی یک سازمان است.

آیا داشتن استراتژی برای هر کسب و کاری یک الزام است؟

بله، موفقیت هر بیزنسی در گرو تاثیرپذیری از استراتژی تدوین شده آن کسب و کار است.

چنانچه اعضای یک تیم در برقراری ارتباط با یکدیگر ناتوان باشند، ایا داشتن استراتژی می تواند کمکی به بهبود اوضاع کسب و کار کند؟

خیر، همانطور که در متن مقاله ذکر شد، عدم برقراری ارتباط موثر بین اعضا تیم یکی از دلایل شکست استراتژی است.

چگونه یک کسب و کار می تواند خود را نسبت به رقبایش متمایز کند؟

یک کسب و کار با برجسته کردن، ویژگی ها، قیمت گذاری مناسب یا مدل دهی برتر می تواند، محصولات خود را متمایز کنند.

6 دیدگاه برای “استراتژی کسب و کار

    • افشین فاتح گفته:

      دوست عزیز. نظر شما محترم هست. اما نداشتن استراتژی قطعا کارایی سازمان را به طور کلی محدود می کند و منجر به از دست دادن قدرت رقابتی می شود.

    • افشین فاتح گفته:

      خیر. همانطور که در مقاله اشاره شد. استراتژی، به اهداف بلند مدت سازمان و چگونگی رسیدن به آن اشاره دارد. اما تاکتیک، به اقدامات خاص انجام شده برای رسیدن به اهداف تعیین شده مطابق با استراتژی اشاره دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *